از حجم کلمات ناگفته لبریز می شوم بی آ ن که بخواهی حرف بزنم.
گفته بودم می روی آرام...ناباورانه...همان طور که آمدی...
آرام می آیی آرام می روی. نرو. بمان.
اگرچه گرفته ای ام از من. بگذار تا برای یک بار هم که شده پلکهای آسمان را از چشمان بی نهایت تو بنگرم.
آرام می آیی. آرام می روی. برو. من هم می آیم. خودفروش می شوم در محضر تمامی مردانگی ات. احساس شادمانه بودنت را به نام می زنم. نامم را از من بگیر. نشانم را اما ... آن سوی همه دلهای شکسته، دخترکی ست که برای پایان تمام نفرینهایش نماز می خواند.
دل پر کینه اش را خاک می کند، جای همان عروسکهای چال شده ای که دارند زنده می شوند.
قسم به جان تمام ماهیهای تشنه ، تشنه است. ماهیها را ببریم سراغ کوزه به سرها. آرام بیا. آرام می رویم.
امتحان تستی سخته.
انتخاب هر گزينه ای، به معنی از نظر گذروندن و کنار گذاشتن بقيه گزينه هاست.
خیلی وقتها اگه گزینه درست رو هم انتخاب کنیم، اتفاق خوبی نمی افته. یعنی اگه بقیه نتونن جواب درست رو پیدا کنن، امتحان تکرار می شه.
ببین من امتحان اول رو خوب دادم.
ولی قول نمیدم تو امتحان جبرانی، هنوز جواب درست یادم باشه.
آنای من، با اون چشمای به رنگ آسمونش، با تمام قصه های کودکیمون، با جیب های پر از نخود چی کشمشش، با سینی های پر از لواشک آلوش، و با سبزه هایی که به اسم هر کدوممون سبز کرده بود، رفت..
دیروز میون همهمه باد و بارون، اونو زیر خاک تنها گذاشتیم و اومدیم.آخرین تصویری که ازش دیدم، گیس بافته حنایی رنگی بود که نیمرخ صورتش ر و پوشونده بود، و بعد دستپاچگی دستی که سعی می کرد صورت نازش را زیر کفن جا بده...
توی خونه ش، عصاش هنوز بالای تختش به دیوار تکیه کرده.
با اینکه توی عسالخونه بالای سرش بودم، با اونکه مشت مشت خاکایی رو که روش می ریختن شاهد بودم، هنوز باورم نشده که رفته.همش منتظر اون دستای مهربون حنا بسته م که محکم دستامو بگیره و باز خیالمو راحت کنه.
بگه اینا همش شوخیه. بگه هنوز میشه وقتی خیلی ناراحتم به خونه کوچیک و مهربونش برم و آروم شم.
من دارم کم میارم. دارم خفه میشم. نفس کشیدن سختمه...
A sms based conversation:
--------------------------------------
· Shabet be kheir.
Khubi?
Ask u sth, ru really sure u
like 2 talk 2 me? Or be with
me?
I like it with U, but U see me
Only if I ask you 2, or u talk
only if I call…
I've a bad feeling, and I'm
really 2 frank 2 hide it. It's
as if I'm imposing my self…
If you feel that way 2,
lemme know please. Take
care.
--------------------------------------
· Dar javab faghat mitoonam
begam intor ke fekr mikoni
nist
--------------------------------------
· What then?
--------------------------------------
· Man too donyaye khodam ba
to zendegi mikonam vali too
donya-ee ke hame
mishnasan in emkan
faraham nemishe.
--------------------------------------
· Ok, nice 2 know that.
My only fear is 2 be where
I'm not wanted 2 be.
I missed u.
--------------------------------------
· Me 2
and then?!!!!!!!!!!!!!1
نمیدونم چقدر گذشت...چند ماه...چند هفته...چند روز...چند ساعت....
ولی می دونم زمان زیادی گذشت. دوباره برگشتم.
تو این مدت خیلی تغییر کردم. خسته شدم، زمین خوردم، شکستم، و خودم رو شکوندم، ولی هر باردوباره ساختم، دوباره شروع کردم.
امروز فهمیدم تو تموم این 10 سال که می نویسم و می تونم مستند مرورش کنم، فقط دو تا آرزو بوده که از آغاز بوده و هنوز هست: شادی و آرامش.
گوسفندای بی پوزبند گل های سرخ رو می خورن، گوسفندای با پوزبند از پس بائوبها بر نمیان...
نشستن کنار آتیش تو یه کلبه چوبی تو کندلوس، یه لیوان چای داغ، و موسیقی...زندگی یعنی همین